التماس دعا... درود بر تو ای گرامیترین وقتهایی که با ما مصاحب و یار بودی، وای بهترین ماه در روزها و ساعتها . درود بر تو یاری دهنده ای که ما را بر مغلوب ساختن شیطان یاری کرد، وای مصاحب ویاری که راههای نیکی را آسان نمود. درود بر تو همسایه ای که دلها ( براثرعبادت وبندگی ) درآن نرم وفروتن گردیدوگناهان (براثرآمرزش وعفو خدایتعالی) در آن کم شد. درود بر تو ای گرامیترین وقتهایی که با ما مصاحب و یار بودی، وای بهترین ماه در روزها و ساعتها . درود بر تو چه محو کننده بودی گناهان را وچه پوشاننده بودی عیبها و زشتیها را. درود بر توچه طولانی بودی بر گنهکاران (چون گنهکاران از آن در رنجند ازینرو روزهایش را طولانی ترین روزها می پندارند) وچه باعظمت بودی در دلهای اهل ایمان . درود بر تو برای آنکه با برکات و نیکیها بر ما وارد شدی وچرکی گناهان را از ما شستی . درود برتوچه بسیاربدی که بسبب توازمابازگردیده،وچه بسیارخیرونیکی که بوسیله تو برما روان گردیده درودبرتووبرشب قدرکه بهتر ازهزارماه است. پس: بار خدایا برمحمدوآل اودرود فرست، ومصیبت واندوه ماراازرفتن ماه ما(خیرونیکی) عوض ده،وبرای ما در روزعید و روزه گشادن مبارک و نیکو گردان، و آنرا از بهترین روزهاییکه برما گذشته است قرار ده که جالب ترین و بدست آورنده ترین روزها برای عفو و گذشت و نابود کننده ترین روزها برای گناه باشد، و برای ما آنچه از گناهانمان که پنهان و آنچه که آشکار است را بیامرز. (آمین) (فرازهایی از دعای امام سجاد در صحیفه سجادیه) التماس دعا دارن میان خدا ! نگاشون کن ! از اون بالا دونه دونه قل می خورن و میان پایین ... یکی ... یکی دیگم اومد ... ۳ تا ... ۱۰ تا ...کیبورد خیس خیسه ... خدا خسته ام ... دل پریشانم را تنها تو میتموانی آرام کنی... دست بسته ای را که میبینی دستی است که در آغوش خطا آویخته ام... با نان و لبخند افطار کرد. آن شب میهان دل فرزندانش بود.به حیاط خانه می آمدو نگاهش را به آسمان میدوخت. ستاره ها تک تک سلام می کردند و ماه در آرزوی بوسه بر گونه هایش داشت هلال می شد. شب بود و سکوت شب بودو سنگینی شب بود. نیرنگ سنگین خوابان این چراغ کدامین ستاره است که سو سو میزند؟ این سکوت مبهوت.مظلومیت کدامین مرد را به تماشا نشسته است؟ و کوفه نا مهربانیها آیا آبستن حادثه ای دیگر است؟ ای بیشمار ستاره گان شما بگویید که کدامین نخلستان را می شناسید که از اشک شبانه علی اباد نشد؟ ای نخلها کدامین شب به احترام عابر غریب خود سر خم نکرده اید؟... امشب به بی پناهی کودکان یتیم آسمان می تپد امشب زمین خاک بر سر خواهد ریخت وفردا آفتاب توان برخواستن نخواهد داشت؟ در خانه میل باز شدن ندارد و باد سینه زنان خبر آمدن او را زودتر به مسجد کوفه می برد ابن ملجم را بیدار می کند و با نگاهی غریبانه به نماز می ایستد و تکبیر میگوید علی غرق در نجوای پروردگار میشود و ترنم راز و نیاز با او بر زبانش جاری می گردد .به سجده می رود و قشنگترین صفات خداوند را بر زبان جاری میکند. خون بر محاسنش می ریزد و عاشقانه زمزمه می کند: بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله "فزت و رب الکعبه" چه گذشت یا رب آندم به دل غمگین زینب چو بدبد غرق در خون سروروی مرتضی را ز شهادت علی شد چو تمام صبر زینب چه کند اگر ببیند شهدای کربلا را... کاش در اين رمضان لايق ديدار شوم سحری با نظر لطف تو بيدار شوم کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان تا که همسفره تو لحظه افطار شوم یا ابا صالح معرفی اجمالی حضرت مهدی (عج) بخشی از خصائص آن حضرت آخرین امید من صدای آشنای توست هوالمحبوب... ای محبوبم ای عزیزم می خوام باهات حرف بزنم .ماه رمضان داره میاد و تو بازم مثل هر سال از روی بزرگی و لطفت منو دعوتم کردی. خدایا دلم گرفته .از خودم خسته شدم.از کارهای روزمره ای که هیچ کدومش به خاطر تو نبوده چون گناه بوده.از 20 سال عمری که به من دادی و برای بندگی ات صرف نشد.از اینکه قشنگترین و پاک ترین دوران زندگیم داره تموم می شه و هنوز جهل و نادونی من تموم نشده .واز اینکه چقدر کتاب درباره تو خوندم و چقدر حکایت و خاطره شنیدم و هنوزم همونم که بودم. ای خدای خوبم توی این ماه چی باید ازت بخوام.چطوری بهت بگم که یه مسلمون تحصیل کردم اما هنوزم اگه ازم در یه موردی آیه ای از قرآن بپرس نمی تونم جواب بدم. ای خدا... من هنوز معرفت کتاب تو رو پیدا نکردم.من هنوز لیاقت بندگی تو رو پیدا نکردم.خدایا دلم تنگ شده از اینکره کتابایی که میخونم وقتی که تموم می شه انگار که سرگرمی من تموم شده نه یه تاثیری نه یه معرفتی هیچی ... همش با خودم می گم تو این کتابو بخونی عوض می شی تو از این مجلس دعای ندبه بیرون بری تغییر می کنی... خدایا خودت توی این ماه کمک کن.می خوام اگه قراره عمری از تو بگیرم دیگه حسرتشو نخورم.خدایا از جوونی من چند سالی بیشتر نمونده کمکم کن که از کتابت قرآن مجید از دردانه ات حسین فاطمه از اولیای پاک درگاهت معرفت پیدا کنم و منو از این روزمرگی نجاتم بده کمکم کن توی این جوونی بندگی تورو به جا بیارم و تو به پاداش این بندگی گناهامو ببخشی و فرشته ای رو نصیبم کنی که همراه اون آدمایی که گناهشونو ترک کردن ای محبوبم ای خدای خوبم خودت شوق عشقتو توی دلم انداختی خودتم راهشو نشونم بده خدایا می دونی که توی این راهی که رفتم تنهای تنهام و هیچ کس پشت و پناهم نیست جز خودت پس تنهام نذار و هر وقت به زمین خوردم دستمو بگیر و از زمین بلندم کن آمین ... گیرند همه روزه و من گیسویت جویند همه هلال و من ابرویت از پس این دوازده ماه تمام یک ماه مبارک است و آن هم رویت یا مهدی ادرکنی زمانی که شب فرا میرسد و شب بر زمین حاکم میشود من از پنجره خود نور ماه را در میابم وسکوتم را نثار شب میکنم چه احساس زیبایی وقتی شب همه در آرامش اند تو شاعر ه زمان سکوتت را در پناه خدا میشکنی و تویی و خدا دیگر هیچ کس نیست دیگر آسوده تا به سحر به مناجات خدا میروی برگرفته از وبلاگ سکوت شبانه
![]()
![]()
پرده تا از حجاب رفت کنار
رخ عیان کرد عمه سادات
گوش کن میرسد صدای حسین,همگی بهر عمه جان صلوات
افتاب و تمام شدت آن مهربان شد به صورت عمه
باد میزد به پرچم عباس,سایبان شد به صورت عمه
دست اکبر گرفت دستی را,دست دیگر به بازوی عباس
پای عباس شد رکاب حرم,پای زینب به زانوی عباس
یل ام البنین به چشم کشید گوشه ی آستین بانو را
زینب او را فشرد در آغوش بوسه ای زد میان ابرو را
گفت داغ تو را نبینم من ,عین آرامشم تویی عباس
من فدایت که در مصیبتها عین آرامشم تویی عباس
با چنین جلال و شکوه
گشت خاتون پیاده از محمل
چند روزی گذشت
باز رسید ناقه های برهنه
نه عمویی کنار عمه رسید
نه عصایش دست اکبر بود
آنکه هر دم کنار زینب بود
بین گودال پاره پیکر بود...
![]()
![]()
![]()
![]()

ادامه مطلب
![]()
![]()
هوالمحبوب...
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()